محرم باز هم آمد . با همه مظاهرش . ۱۱ ماه و ۲۰ روز سال خبری از حسین و محرم نیست
و بعد ناگهان می آید .
متاسفانه جامعه ما شدیداْ بر بعد عاطفی ، احساسی حماسه عاشورا تاکید میکند نه بر
جنبه های فکری و عقلی آن . ما فقط می گوییم حسین را کشتند ، اما چرا و برای چه
سوالاتی هستند که در حوزه فکر و تحلیل ما قرار نمی گیرد .
آئین عاشورا در کشور ما هر روز راه افراطی تری نسبت به سال قبل از خود در پیش می گیرد
و هربه روز ظواهر و ظاهرسازی های دروغین می پردازد . هر سال نمادها و نمایشات تازه ای
به این آئین به اصطلاح عزاداری اضافه میشود . از نحوه زنجیر زنی و سینه زنی تا پرداختن به
ظاهر ماشین و نصب پارچه و پرچم بر روی کاپوت و ... . اما ...
عزاداران چرا در مساجد گرد نمی آیند . دنبال تاسیس هیئت هستند ؟
چرا این همه سروصدا و راه بندان ایجاد می کنند ؟
چرا هر جا که غذا یا شربت پخش می کنند روی زمین پر از آشغال ظروف
یکبار مصرف میشود ؟
چرا عزاداران امام حسین تمام حقوق اجتماعی از قبیل بستن خیابانها ، عبور از خیابانهای
ورود ممنوع و ... برای خود قائل هستند ؟
چرا عزاداری آنان باعث عذاب سایرین میشود ؟
و دهها چرای دیگر بی پاسخ .
در کمال تاسف در تمام این حرکات و نمایشات خیابانی عزاداری آنچه کاملاْ مشهود است
نقش بی بدیل و انکار حکومت و رضایت و تشویق حکومتیان به اینگونه بودن
و اجرای اینچنینی این آئین است .
قدرت مداران و داعیه داران حکومت علی و پیروی حسین پوسته محرم و قیام عاشورا
را نشان می دهند و تبلیغ میکنند و مایل نیستند ما عمق قیام امام حسین را
که همانا دمیدن روح حریت و آزادگی در امت بود را به بحث و تفکر بنشینیم .
و این پوسته استتاری ایست برای تحمیق ملتها .
