تبليغاتX
افکار و گفته های گوناگون من
 

از آنجاییکه وبلاگ دیگر من با همین نام در بلاگ اسکای عضو کانون وبلاگ نویسان ایران می باشد و همچنین متاسفانه وبلاگ کانون در حال حاضر فیلتر شده است توجه شما را به بیانیه جدید کانون وبلاگ نویسان ایران جلب می نمایم .

 

متن بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران (پن‌لاگ) به اجلاس جهانی اطلاع رسانی تونس

خانم‌ها آقایان:



همانگونه که مستحضرید وضعیت آزادی بیان و ابراز اندیشه و همچنین جریان و نشر آزاد اخبار و اطلاعات در فضای داخلی ایران آنچنان وخیم و نامساعد است که اینترنت و وبلاگنویسی برای ایرانیان به مهمترین ابزار نشر عقاید و اندیشه‌های خود و همچنین انتشار و مبادله اخبار و اطلاعات مبدل گشته است.

ما اعضای کانون وبلاگنویسان ایران (پن‌لاگ) در راستای کمک به نشرو آزادی بیان تلاش پیگیری را در اینترنت آغاز نموده‌ایم. هدف ما ایجاد آزادیِ اندیشه و بیان و نشر در همه‏یِ عرصه‏هایِ حیاتِ فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا است و از این حق در عرصه‌ی فضاهای اینترنتی و به خصوص وب‌لاگ‌ها دفاع می‌کنیم.

شرایطی که موجب ارسال این بیانیه به نشست شما شده است ، استمرار و تداوم بزرگترین موج دستگیری و سرکوب و سانسور و فیلترینگ بر روی شبکه اینترنت در جهان می‌باشد که در ایران جریان دارد. دهها وبلاگ‌نویس که در حیطه حیات فردی خود اقدام به وبلاگ نویسی می‌نموده‌اند از طرف دستگاه قضایی ایران دستگیر و شکنجه شده و هم اکنون در زندان به سر می‌برند. تهدید جانی ؛ احضار به بازجویی و شلاق زدن وبلاگ نویسان و تحت فشار قراردادن آنها برای شرکت در مصاحبه‌های تلویزیونی برای ابراز ندامت و اقرار به جرم‌هایی از قبیل جاسوسی و فساد اخلاقی جزو روش های معمول دولت ایران برای مقابله با وبلاگ نویسان ایرانی است. در مواردی اتهاماتی مانند توهین به سران نظام جمهوری اسلامی و ارتداد به وبلاگ نویسان وارد می‌شود که مجازات‌های سنگین و اعدام را در پی دارد. بعنوان مثال مجتبی سمیعی نژاد دو سال است که به جرم وبلاگ نویسی در زندان به سر می‌برد و اتهامات مختلفی از جمله توهین به پیامبر- توهین به سران نظام به او وارد شده است. چهار وبلاگ نویس قمی پس از دستگیری مجبور شدند که زیر شکنجه در مصاحبه‌های تلویزیونی به جاسوسی برای دولت های بیگانه اعتراف کنند . احمد سراجی وبلاگ نویس ایرانی به جرم تبلیغ علیه نظام در زندان تبریز به سر می‌برد و ماه پیش سی ضربه شلاق را تحمل کرد. محمدرضا نسب عبداللهی هم خودش و هم همسر باردارش به جرم وبلاگ نویسی دستگیر شدند.

علاوه بر سرکوب وبلاگ نویسان سانسور وبلاگ‌ها و سایت‌های اینترنتی که قبلا به طور پراکنده انجام می‌شد اکنون به طور سیستماتیک به شرکت دلتا گلوبال سپرده شده است و بسیاری از سایت‌های خبری و شخصی در ایران مسدود شده‌اند.

ایران با اقدامات سرکوب گرایانه دولت جمهوری اسلامی تبدیل به بزرگترین زندان روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان شده است. متاسفانه آزادی بیان و حقوق بشر در ایران تا بحال قربانی معاملات اقتصادی شده‌اند و ما مصرانه خواستان پایان بخشیدن به این چرخه شوم هستیم . ما از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم که نقض شدید حقوق بشر و آزادی بیان در ایران را محکوم کنند و مفاد زیر را در راس خواسته‌های خود از دولت جمهوری اسلامی ایران قرار دهند:

- پایان بخشیدن به موج سانسور و فیلترینگ اینترنت و وبلاگ‌ها

- رعایت مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر که در آن آزادی بیان به عنوان حق اولیه هر انسان خاطرنشان شده است

- آزادی بی قید و شرط وبلاگ نویسان زندانی و پایان بخشیدن به زندانی و شکنجه کردن وبلاگ نویسان

کانون وبلاگ نویسان ایران (پن‌لاگ)
+ نوشته شده توسط وب نگار در جمعه 1384/08/27 و ساعت |
 

حتماْ همه سریال شب های برره را دیده اند .

روستای برره در حقیقت وسعتی دارد  به اندازه تمامی  جمهوری اسلامی ایران .

مردمانی با رسوماتی دست و پاگیر . و کارمندان و دولت مردانی که بجای کار در مزارع چشم به

آسمان می دوزند تا باران ببارد .

نخود همان نفت است و آنجا که شیر فرهاد محصولش را پیش فروش می کند در جواب آن مرد

که می گوید اگر آفت زد چه میشود می گوید : نخود هیچ وقت آفت نمی زند .

هر جا که می روید باید رشوه بدهید . همه اهل رشوه گرفتن هستند . تا آنجا که حتی تحصیلات هم

در بعضی موارد کارساز نیست و پول یک بیسواد چاره ساز است .

ژاندارمری برره سمبول  کامل نیروی انتظامی است . و  فقط حرفش با زور و توسری و اسلحه پیش می رود .

آنجا که بنچاق های املاک را باید می آوردند و تعویض می کردند  ، یاد رفتار نیروی انتظامی در تعویض پلاک

انومبیل ها در سال ۱۳۷۸ می افتیم . و یا گیرهای الکی نظام  ( که حالا خود ژاندارم شده است ) به کیانوش 

یادآور همان گیرهای نیروی انتظامی به مردم است که خود بیشترین ارشادها را نیاز دارند . 

گردن کلفتی بنام شیر فرهاد از سربازی معاف می شود ولی کور عصا به دستی سربازی می رود .

مردم بیسواد برره بهتر است برای اینکه مریض نشوند آب حروف سربی را بخورند تا مطالب چاپ شده

با همان حروف سربی را بخوانند .

حتی در بخشی از این مجموعه شخصی که دنبال مسئله گردش گری است  یک حفره می دزد و لباس

سحر ناز ( دامن ، پیراهن ، روسری ) قرمز ، سبز و سفید است که یادآور پرچم ایران است .

هر که چاپلوس تر یا به نوعی پاچه خوار تر باشد مقرب تر است . حتی در خواب هم پاچه خواری رسم است .

برره اجتماع ندارد همه تک رو هستند و هر که کاری را که خود فکر می کند صحیح است انجام می دهد .

کیانوش سمبل یک انسان تحصیل کرده ، با وجدان ، مسئول و در کل مثبت است ولی ببینید چگونه

او در میان چرخ دنده برره ای ها روح و اعصابش داغون میشود و این اوست که هم از جیبش هزینه می کند

و هم از روح و روانش مالیات می دهد .

همه از خودشان در می کنند . این نکته جالبی است  ، هیچکس خلق نمی کند  آفرینشی وجود ندارد

در کردن وجود دارد همانند شیشکی در کردن یا با عرض معذرت ،  باد در کردن .

برره صنعت ندارد . غذای اصلیشان کم خاصیت است . شایعه ساز هستند .

اهل غیبت و دو روئی هستند . زنانشان حقوق هم را نمیشناسند . دوره هایشان جز غیبت کردن و اه اه گفتن

به چیزی ختم نمی شود . آنان خوبی ها را نمی بینند .

 خلاصه از این گونه کنایه ها در جای جای این سریال به چشم می خورد .

از گوشی های بلوتوث تا خریدن خر صفر کیلومتر برای لیلون بعنوان هدیه و  ... 

و آنچه که باعث شده بعضی ها  علی رغم پخش انواع و اقسام  سریال های جنایی آلمانی و آمریکایی و ...

تا کارتونهای مذخرف و وحشی ژاپنی مانند فوتبالیست ها و برنامه جلف و احمقانه عمو پوررنگ و ...

که سرشار از بد آموزی و استرس و عصبیت هستند بگویند این سریال بد آموزی دارد این است که

چون خود و جامعه خود را در این سریال می بینند .

                                                      آیینه چو روی تو بنمود راست

                                                                          خود شکن ، آیینه شکستن خطاست .

 

+ نوشته شده توسط وب نگار در شنبه 1384/08/21 و ساعت |
يکی دو سال پيش در يک مقاله ايی ميخواندم که نوشته بود :
صدام حسين در ظرف کمتر از  چند دقيقه  ، تمدن پنج هزار ساله عراق را
نابود کرد . بعد در ادامه گفته شده بود چگونه يک نفر می تواند چنين کاری
را يعنی نابودی يک تمدن ۵ هزار ساله را ظرف چند دقيقه انجام دهد ؟
خلاصه شرح داده بود که صدام حسين در چند سال قبل از حمله آمريکا
به عراق در يک برنامه تلويزيونی زنده که تمام سران و  مسئولين عراقی و بعثيون
هم بودند يک چيزی شبيه يک کنترل تلويزيون را در دست می گيرد
و خطاب به آنان اعلام می کند : اين کنترلی که در دست من می بينيد
می دانيد چيست ؟ اين کنترل يک بمب است که اگر من به آن اشاره کنم
تمام اسرائيل نابود ميشود .
و بعد يکسری چرت و پرت گفته بود و خلاصه برنامه تمام شده بود .
و غرب از همانجا در مورد وی احساس خطر کرده و نقطه آغازين حذف او از
همان زمان شروع شد . و او بهای آن حرفها را داد و چقدر هم برای او و هم
برای ملت عراق  پر هزينه بود .
حالا بعد در اين زمان يک نفر بنام محمود احمدی نژاد
حرفهايی از همان جنس را می زند .آيا او می تواند اسرائيل را محو کند ؟
اگر می تواند با کدام هزينه و کدام نيروی لجستيکی و انسانی ؟
اگر نمی تواند ، پس اين  بلوف ها چه معنايی دارد ؟
هزينه اين حرفها را چه کسانی  بايد بپردازند ؟ جز مردم .
                                                                                         نظر شما چيست ؟

+ نوشته شده توسط وب نگار در سه شنبه 1384/08/10 و ساعت |