هر روز که روزنامه ها را می خوانيد
جز اخبار فساد ، قتل ، اختلاس و دزدی و گرانی مصيبت و فشارهای
سياسی و غير سياسی چيز ديگری می خوانيد ؟
همه سر در گم ، ملتهب ، نگران حوادث و منتظر وقوع
اتفاق و حادثه هستند .
مسئله انرژی هسته ای جز تهوع آورترين امور اين مملکت شده است .
شب که می خوابی نمی دانی فردا چه روزگاری خواهی داشت .
هر جا را که نگاه می کنيد استهلاک کهنگی و مستعمل شدن را می بينيد .
راديو ، تلويزيون جز بی فرهنگی و ريا و تزوير چه چيزی را نمايش می دهد ؟
همه را به درستی و راستی دعوت می کنند و حقوق مادی و معنوی
تمام هنرمندان را پايمال می کنند . آهنگها و آثار آنان بدون اجازه از آنان
يا کسانشان پخش می کنند .
تمام مجريان برنامه ها روانشناس ، اقتصاد دان ، ... همه کاره هستند .
فشار و تنش در جامعه به مرحله انفجار رسيده است .
کودک آزاری ، قتل تجاوزات جنسی ، نا امنی ، سرقت های مسلحانه ،
.........................................................................................
..................................................................... و هر آنچه خود
بتوانيد جای اين نقاط بگذاريد ، همچون امور عادی جامعه شده اند .
نصيحت ، پند و اندرز و دروغ گويی ناصحين ديگر مضحک شده است .
مردم را همانند گله های گوسفند فرض می کنند .
فاصله طبقاتی ، فقر فراگير ، بی عدالتی ، خون فروشی ، کليه فروشی
خود فروشی ..............................................................................
.........................................................................................
و هر آنچه خود بتوانيد جای اين نقاط بگذاريد ، همچون امور عادی جامعه شده اند .
۲۷ سال است که مردم پا بر پدال گاز فشرده و می روند .
همينطور می گازند . اما مقصد کجاست ؟ به کجا داريم می رويم ؟
هيچکس نمی داند .
يک غبار غم ، بدبختی ، بی پناهی ، درماندگی ، افسردگی ،
.........................................................................................
از مهد کودک ها و دبستانها بگير تا مراکز آموزش عالی و کارگاهها و
کارخانه ها و ادارات و ... تمام کشور را فرا گرفته است .
در يک کلام همان که خمينی کبير گفت :
همه جای مملکت اسلامی ، بايد اسلامی باشد .
اما کدامين اسلام ؟ خدا می داند .
